اما وقتی وارد حوزه مراقبت از سالمند و بیمار در منزل شدم،یه چیزی تو دلم گفت:

«این همون کاریه که باید انجام بدم.»

اون موقع اصلاً فکر بیزینس نداشتم فقط می‌خواستم یاد بگیرم نقطه‌ای که منو جلو انداخت اونجایی بود که هر وقت توی شیفت های بیمارستان هر دکتری می‌گفت:«کی میاد برای پانسمان یاکی میاد فلان کار تخصصی رو ببینه؟»

قبل از اینکه جمله تموم بشه، دست من بالا بود و میگفتم من میام...نه به خاطر اضافه‌کاری نه به خاطر پول بیشتر بلکه فقط برای یاد گرفتن.

خیلی از همکارام می‌گفتن:ولش کن بابا، چرا خودتو درگیر می‌کنی؟ولی من فهمیده بودم یه راز وجود داره...

راز داوطلب شدن!

بیشتر مراقب‌ها دنبال چی هستن؟شیفت راحت،ساعت کمتر،درگیری کمتر ولی مراقب حرفه‌ای دنبال چی هست؟

تجربه بیشتر...

فرق این دو تا از زمین تا آسمونه.

 اون موقع ها من با ۵ سال سابقه،از بعضی همکارهایی که ۱۰ یا ۱۵ سال سابقه داشتن جلوتر بودم میدونی چرا؟

چون اونا سال‌ها فقط شیفت رد کرده بودن ولی من سال‌ها تجربه جمع کرده بودم.

اگر می‌خوای رشد کنی، این کارها رو بکن:

  •  داوطلب کارهای سخت شو
  • بیمارهای بدحال رو قبول کن
  • پانسمان‌های پیچیده رو انجام بده
  • موقعیت‌های چالشی رو انتخاب کن

اونجاهاست که رشد اتفاق میفته...

  •  بپرس، حتی اگر مسخره‌ات کنن
  • مراقب حرفه‌ای از سؤال پرسیدن خجالت نمی‌کشه.
  • ندانستن خطرناک‌تر از سؤال پرسیدنه.
  •  دنبال بلد شدن باش، نه فقط گذروندن شیفت
  • هر شیفت از خودت بپرس: «امروز چی یاد گرفتم که دیروز بلد نبودم؟»
  • اگر جوابی نداری، یعنی رشد نکردی...

بعد از اینکه من این کارها رو کردم نتیجه چی شد؟

کم‌کم خانواده‌ها فقط منو می‌خواستن.

درآمدم بالا رفت،اعتماد به نفسم بالا رفت و بعد از مدتی تونستم مسیر خودم رو بسازم.

همه اینا از یه چیز شروع شد:

داوطلب شدن برای یادگیری.

دوست من همکار عزیزم!

اگر می‌خوای حرفه‌ای بشی،اگر می‌خوای خانواده‌ها دنبالت بگردن،اگر می‌خوای درآمدت چند برابر بشه دنبال شیفت راحت نباش،دنبال رشد باش.

سخت یا آسون شیفت بالاخره تموم میشه ولی این تجربه است که می‌مونه.

منتظر خواندن نظرات ارزشمند تون هستم.

احمد فرهنگیان|مربی مراقبت حرفه‌ای